کتون منفی و خراب شدن همه چیز
دوست ندارم این مطلبو بنویسم
اما مینویسم
انیتا متاسفانه کتونش منفی شده
از شنبه که متوجه شدیم
مواد قندی رو کامل قطع کردیم
دکتر میگفت احتمالا بخاطر مواد قندی بوده
ولی
چندباری هم تشنج اتونیک داشته
اصلا باورم نمیشد
بعدازظهر که خوابیدم
بیدار شدم شهرام متوجه شده بود
تا بیدار شدم گفت
داشتم سکته میکردم
وای خدای من
اگه دوباره شروع شه
من ایندفعه میمیرم
اصلا طاقت ندارم
چندروزیه یه چیزی رو قلبم سنگینی میکنه
احساس میکنم الان قلبم از کار میفته
خیلی خستم
سالگرد عروسیمون 7 مرداد بود فراموش کرده بودم
دیروز هم سالگرد عقدمون
چقدر همه چیز بی معنی شده
من باید این همه سختی رو بکشم چرا؟
خدایا چرا؟
منم میخوام راحت از خواب بیدار شم
ارامش داشته باشم
استرس نداشته باشم
دلیل این همه سختی چیه؟
من لایق محرومیت تمامم؟
اینکه از هیچ چیزی لذت نبرم؟
اینکه آنیتا به مرحله راه رفتن برسه
بعد همه چی صفر بشه
وای خدایا
طاقت نگاه کردن به فیلمای آنیتا رو ندارم.
بسه واقعا بسه دیگه
حالم از همه چی بهم میخوره وقتی فکر میکنم
باز بخواد شروع شه
یعنی یه شادی موقتی؟
یعنی معجزه بی معجزه.نه!؟


کتون منفی و خراب شدن همه چیز 